يکي بود يکي نبود...  

تو که نباشی همه ی ماهها و سالها ناخوش اندو تمام ثانیه ها و ساعت ها ناکوکتو که نباشی، من هستم و عشق... و یک پنجره ی خالی از گذرِ تو و یک  خیابان پر از انتظار و یک  دلِ پر از دلهره... کاش نبودی و من نبودتر... کاش قرعه را به نام این دل و  بی قراری هایش نمیزدی... کاش بودنت ممکن بود. تا درمان کند تمام نبودها را... برخلاف تمام داستاتهای دنیا، قصه ی ما اخرش این بود:یکی بود یکی نبود.... :(م. م هفت آسمان  

ادامه مطلب  

 

می‌گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست، گاهی باید به هر چیزی متوسل شد، تا باور کنی باقی سال اتفاقات بهتری در راه است به حکمت اینکه ما همه‌چیز را نمی‌دانیم و با شکر اینکه اتفاق بدتری نیفتاده ادامه داد، اما مدار‌های زندگی گاهی عجیب دور ناکوکی برایت تدارک می‌بینند و تو را یاد صحنه‌های بزن‌بزن فیلم‌های هندی که دیده‌ای می‌اندازند که آرتیست فیلم چک و لگدی می‌خورد و بعد بی‌آنکه اصلا برایش مهم باشد لباسش را تکان می‌دهد و دوباره می‌ایستد ک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1